Tuesday, June 20, 2006
لاطائلاتی برای به روز کردن یک وبلاگ!
سه شنبه هفته پیش سمینار داشتم. یه مقاله ژورنال IEEE در مورد فیلتر کالمن توسعه یافته دو مرحله ای که باید به صورت Lecture Note (طرح درس) در میاوردم. کاری که تا حالا انجام نداده بودم و صرف انجام دادنش راضیم. سه نمره از بیست داشت که 1.5 نمره اش از ارزیابی بچه ها بود، شدم 1.307 که یعنی خوب شد. بعد از اون پایان ترم شناسایی (دیروز بود) که هیچ به دلم ننشست! هم میان و هم پایان یکی از 4 تا سوال رو خراب کردم.
این از این. موضوع دیگه ای که میشه بهش فکر کرد دکتراست! قبول شدن در آزمون دکترای داخل (که امتحانش بهار سال دیگهس)دو تا فرصت رو ایجاد می کنه: یکی این که تو دانشگاه محل قبولی بورسیه هیئت علمی بشی و از سال دوم شروع کنی به تدریس، و یکی این که رزومه ت رو به PHD Student مزین کنی و بورس های بهتری برای دکترای خارج بگیری، که علاوه بر ناجوانمردانه بودن، به گفته آگاهان این ریسک رو هم داره که برگردی و بیکار بمونی! انتخاب یکی از این دو روش، بستگی به این داره که بخوای زودتر (دو- سه ساله)به یه نقطه تعادل اجتماعی- شغلی- مادی برسی یا اینکه ترجیح بدی یه تجربه منحصر بفرد و نه چندان آسان از زندگی و تحصیل تو یه کشور دیگه رو داشته باشی که ممکنه نقطه تعادل مذکور رو در هالهای از ابهام فرو ببره!
البته بماند که چرا و به پشتوانه کدوم سواد و علاقه و به چه انگیزه و چشمداشتی باید دکتر و استاد دانشگاه بشویم آیا سپس؟ جواب همون داستان قدیمی فاصله دانشگاه و صنعته که دیگه معرف حضور همه هست! اگه تو ایران بری سراغ کار باید قید تحصیلات دانشگاهیت رو بزنی (به احتمال زیاد) و خب کی دلش میاد؟! و اصلا عادلانه نیست! خلاصه که ته این ماجرا هم می رسه به همون بی نظمی و بی ربطی ای که همه جای زندگی شخصی و اجتماعی ما هست.
وقتی که آب سربالا بره خب من از همه جا مونده هم استاد می شم لابد! یاد یکی از دوستان افتادم که میگفت شهر که شلوغ میشه قورباغه هفت تیر می کشه!');
/*